وای که چقدر تو رو دوست دارمو میمیرم واسه تو ، تا همیشه تو قلبمی میمیرم واسه چشمای قشنگت بگو ، بگو ، بگو ، بگو دوستم داری دیگه نگو نمیای که میمیرم ، وقتی که نیستی بهونه میگیرم بازی نکن با دلم که میمیره ، بیا که دلم پیش قلب تو گیره
|
لینک ثابت نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 21:6  توسط بهناز
|
|
|
|
عشق خاطره اي است که زمان را توان نابودي آن نيست. نوايي است روح پرور. شاد و خوش آهنگ. نوايي که ترنم آن احساس است. اشک زیبا ترین شعر و بیتاب ترین عشق گدازانترین "ایمان" داغترین اشتیاق تبدارترین احساس خالص ترین" گفتن"و لطیف ترین" دوست داشتن" است. هرگز براي عاشق شدن ، به دنبال بهار و باران و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي ميرسي که ماه را بر لبانت مينشاند.
|
لینک ثابت نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:41  توسط بهناز
|
|
|
|
اگه من عاشقم پس تو چی هستی اگه من لیلی ام پس تو چی هستی اگه تو یارم نباشی پس کی یارم باشه اگه نا امید نمیشم از اینکه ماه و خورشیدی ندارم امیدم به تو ءٍ که نور زندگیمی اخه من عاشقم دست خودم نیست دیگه چیکار کنم دلم مال خودم نیست دلم رو به یادگار دادم به یکی حالا چیکار کنم وقتی اونو میبینم دیگه دل تو دلم نیست
|
لینک ثابت نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 18:52  توسط بهناز
|
|
|
|
ما رند خراباتي مستيم پوشيده چه گوييم همينيم که هستيم زان باده که از روز ازل قسمت ما شد پيداست که تا شام ابد سرخوش و مستيم
|
لینک ثابت نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 1:30  توسط بهناز
|
|
|
|
مي خواهم وقتي به انتهاي آسمان رفتم آن را به موهاي بلند خورشيد گره بزنم تا هر كس خورشيد را نگاه كند خطوط پاك چهره ي تو را ببيند آن وقت همه خواهـــند دانست که تابستان هايم چگونه گذشته است. همين را مي خواهــــم و ديگر هيـــچ!!!
|
لینک ثابت نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 1:19  توسط بهناز
|
|
|
|
خدايا نسيم نوازش كجاست...كويرم،سرآغاز بارش كجاست بيا تا به لبخند عادت كنيم ... به اين راز پيوند عادت كنيم بيا ساده مثل چكاوك شويم ... بيا باز گرديم وكودك شويم
|
لینک ثابت نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:20  توسط بهناز
|
|
|
|
می خشکه آب دریاها کاش منم زبان شعرو بلد بودم
|
لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 17:6  توسط بهناز
|
|
|
|
شعر عشق من از فرزین که خواننده محبوب منه واین اهنگش خیلی به موقع بود |
لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 16:29  توسط بهناز
|
|
|
|
|
لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 16:24  توسط بهناز
|
|
|
|
چرا نمیشه همه چیز رو به زبون آورد؟ یا به راحتی حرفی که از دل میاد روی زبونمون جاری بشه یا حداقل من یکی چرا نمیتونم اینجوری باشم بعضی وقتا لازم که ادم با یکی حرف بزنه بلکه یکمی سبک بشه،راحت بشه از تو داری اما چیکار کنم اگه هیچیم مثل بقیه نیست لاقل این یه عادت کوچولو رو هم ندارم ااااااااااااا...ی چه میشه کرد اینم یه نوع از افریده های خدا !!!!!!!!!!!! راستی حدود ۲ هفته دیگه تولدشه چی براش بگیرم اون چیزی که دوست داره نمیتونم براش بگیرم چون هنوز پس اندازم به قدری نیست که بتونم بخرم اخه دوست دارم با پول خودم براش هدیه بگیرم شما جای من بودین چی میگرفتین برای عزیزتون؟
|
لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 16:10  توسط بهناز
|
|
|
|
خیلی هم از دستش ناراحتم. اخه بهم گفت هر وقت تونستی و رفتی بیرون خبرم کن تا منم بیام منم گفتم باشه شاید همینجوری گفت و من هم باور کردم اما من که از قبل گفته بودم که امروز بیاد دلم شکست نارا حت شدم.برای اولین بار احساس کردم حرفم اهمیت نداره برای هیچکس. امروز کلی اسرار کردم بریم بیرون و فقط یک لیل می تونست داشته باشه که همین بود ولی دلمو شکست و زد زیر قولش با اینکه از ز قبل بهم قول داده بود قول منو فراموش کرد و به دوستش قول داد و دعوت اونو پذیرفت می خواستم توی هتل ... ببینمش .
|
لینک ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 0:2  توسط بهناز
|
|
|
|
خیلی امروز دلم هواشو کرده بود نمیدونم چرا ولی فکر کنم یه بلاهایی داره سرم میاد شاید بیش از هزار بار متن زیرو خونده باشم ولی هیچوقت به اندازه امشب برام معنا نداشت "چقدر خوبه ادم یکی رو دوست داشته باشه نه به خاطر اینکه نیازش رو بر طرف کنه نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه به خاطر اینکه تنهاست ونه از روی اجبار بلکه بخاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره... ای کاش می شد"
|
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:51  توسط بهناز
|
|
|
|
بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوست دارم اما حالا بهت می گم بی تو دارم کم میارم بهت نگفتم تا حالا که بد جوری عاشقتم بهت نگفتم تا حالا اما حالا بهت می گم داری کجا ها میکشی باز این دل در به درو قشنگ مهربون من اینجوری از پیشم نرو بهت نگفتم تا حالا اینکه چقدر دوست دارم اینکه چقدر ارزومه پیش چشات کم نیارم دلم می خواد باور کنی از ته دل می خوام تو رو وقتی می گم بمون،بمون وقتی میگم نرو ، نرو بری،هزار سالم بشه، چشم انتظارت میمونم بازم برای دل تو ترانه هامو می خونم خودت میدونی که تو رو از دل و از جون می خوامت لیلی عشق من شدی من مثل مجنون می خوامت
|
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:44  توسط بهناز
|
|
|
|
|
لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 1:21  توسط بهناز
|
|
|
|
در سراشیبی که ناشی زندگیست با همه بیگانگیها می روم در سکوت سرد و غمگین زمانه بی هدف بی یار و تنها میرم میروم که شاید در دشتی بزرگ در سراشیبی که ناشی زندگیست باز یابم انچه را گم کرده ام
|
لینک ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:6  توسط بهناز
|
|
|
|
تو که شیرینتر از شهد گلی یار تو همچون عسل باب ولی یار چرا مبهوت شکستی پاسخم ده چه شد از عشق پاکم غافلی یار هدفم ان بود نشوم عاشق کس اما تو را دیدم باطل شد هدفم
|
لینک ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:0  توسط بهناز
|
|
|
|
در دلم تردید دارم عشق را فهمیده ام یا فقط نوری ز عشق من دیده ام گر که این نور است پس عشق چیست یا که معشوق چنین اعجاز کیست تا کجا باید برفت و در کجا باید نشست تا به کی این شیشه ی دل دم به دم باید شکست در شکستن رازها پنهان و اسراری نهان بی شکستن در وجودش نیست این درّ گران این چه اعجازی است دل را می برد صاحب اعجاز از بهر وصال جان می خرد چون که جان دادی دگر دلداده ای عاشقی را می خری و ساکن میخانه ای من که مخمور می و ساقی شدم
|
لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 1:49  توسط بهناز
|
|
|
|
وقتي كه گريه كرديم گفتن بچه است ................. وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است ................. وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره ................. وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش................. وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه ................. وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه................. حالا هم كه عاشقيم مي گن گناهه
|
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 14:23  توسط بهناز
|
|
|
|
لحظه ای دیگر پلک زدم ، تو را دیدم و عاشقانه پرستیدم..... چشمانم در انتهای جاده ی بی کسی سو سو می زند..... زندگی ام را به تو باختم ـ به انتظارت نشستم ـ عاشقانه گریه کردم.... چشمان عاشق تو دل غمگین مرا شاد کرد ـ چشمانم را به روی بی تابی دلم بستم ولی تو باز هم رفتی ـ سفر کردی و مرا غمگین ساختی..... من التماس کردم !!!!!!!!!! ولی تو رفتی |
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 14:21  توسط بهناز
|
|
|
|
شبا 40چراغه آسمون عشق به خاطره تو روشنه همه جاي اين دله خزون زده به ياد تو گلشنه به ياد اون كه جز تو نسيت و بعد تو قشنگي نيست به گل قسم به عشق قسم تو كار دل 2رنگي نيست به گل قسم به عشق قسم بدون تو نميشه زيست |
لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 1:20  توسط بهناز
|
|
|
|
مث معراج پرستو مث رستن یه آهو تو چه دوری مث خورشیدی تو اصلا خود نوری واسه پر زدن تو ظلمت بهترین راه عبوری مث یک پنجره ای تو واسه رویت تا نهایت مث امنیت ریشه واسه ی برگ پر رازی مث زندگی مث مرگ مث پارو واسه قایق مث شعری واسه عاشق تو همون حس بزرگی تا
رسیدن شقایق
|
لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 1:3  توسط بهناز
|
|
|
|
كاش ميشد قلب ما از ياس بود تك تك گلبرگ آن احساس بود پاك و سبز و ساده و بي ادعا كاش ميشد بهتر از الماس بود كاش ميشد عشق را تفسير كرد عاشقي را با محبت سير كرد |
لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 1:0  توسط بهناز
|
|
|
|
من اینجام ، کنار این همه زیبایی ... و تو تنهایی دلم برای تنهایی تو می سوزد ، و خود آشفته ام از این خوش گذرانی با من باش ، با من بیا و بمان ، که من بدون تو به روزگار ، تلخ ، سرد ، اندوه وار فقط نگاه می کنم ... وقتي شب از حادثه بارون و بوسه مي گذره وقتي سكوت سايه ها آينه به آينه مي شكنه وقتي كه خورشيد مي ره و دريا رو آتيش مي زنه فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم به ياد تو شبو پر از اندوه ماه مي كنم فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم وقتي تو جشن گم شدن پرستوها پر مي كشن انگار دوباره لحظه ها آبي و رويايي مي شن دوباره تو دل دل شب قصه شروع مي شه و من فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم به ياد تو شبو پر از اندوه ماه مي كنم فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم از اشك و شبنم و نسيم دنياي تازه اي بساز به من دوباره پل بزن معجزه ي رنگين كمون كه من بدون تو به شب به سايه ها به آسمون فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم به ياد تو شبو پر از خورشيد و ماه مي كنم فقط نگاه مي كنم فقط نگاه مي كنم به ياد تو شبو پر از خورشيد و ماه مي كنم |
لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:34  توسط بهناز
|
|
|
|
ساده نبود گذشتن از تو برام ساده نبود گذشتن از تو برام ساده نبود کوچ تو از لحظه هام ساده نبود قصه ی بی تو بودن ساده نبود هق هق شب گریه هام چه ساده دل بریدی اشک منو ندیدی خطی رو خاطرات قشنگمونو کشیدی اما به انتظار برگشتنت می مونم
شب تا سحر به یادت غزل غزل می خونم نــابــاورانــه موندم که بی نشونه رفتی من بی تو و تو تنها از تو چی مونده برجا جز مشتی خاطرات همرنگ خواب و رویا اما به انتظار برگشتنت می مونم شب تا سحر به یادت غزل غزل می خونم |
لینک ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:19  توسط بهناز
|
|
|
|
روز اومدی مثل موج دریا بوی پیرهنت مثل خواب و رویا سایه های ما رو شنای ساحل پا به پا بی صدا غرق تمنا یه روز اومدی تو سکوت سردم سر به راه شد این دل دوره گردم حالا چی شده که می خوای جدا شی چی شده تو بگو من چه کردم حالا باز منو نسیم و موج دریا میمونیم بدون تو عریب و تنها به خدا بی تو یه صدف شکستم به خداااا حالا باز منو نسیم و موج دریا میمونیم بدون تو عریب و تنها به خدا بی تو یه صدف شکستم به خداااا دوباره تو باد موهاتو رها کن منو راهیه شب قصه ها کن میمیرم واسه تب تند لبهات دوباره زیر لب اسمم و صدا کن اشکم و پاک کن از گونه ی من سر بزار بازم روی شونه ی من منو سیاه کن با دروغ تازه بگو که میگیری بهونه ی من حالا باز منو نسیم و موج دریا میمونیم بدون تو غریب و تنها به خدا بی تو یه صدف شکستم به خداااا حالا باز منو نسیم و موج دریا میمونیم بدون تو غریب و تنها به خدا بی تو یه صدف شکستم به خداااا دوباره تو باد موهاتو رها کن منو راهیه شب قصه ها کن میمیرم واسه تب تند لبهات دوباره زیر لب اسمم و صدا کن اشکم و پاک کن از گونه ی من سر بزار بازم روی شونه ی من منو سیاه کن با دروغ تازه بگو که میگیری بهونه ی من حالا باز منو نسیم و موج دریا میمونیم بدون تو غریب و تنها به خدا بی تو یه صدف شکستم به خداااا میمونیم بدون تو عریب و تنها به خدا بی تو یه صدف شکستم به خداااا حالا باز منو نسیم و موج دریا میمونیم بدون تو غریب و تنها به خدا بی تو یه صدف شکستم به خداااا |
لینک ثابت نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 19:4  توسط بهناز
|
|
|
|
