محض یار مهربان آن مونس و آرام جان ناله از دل سر دهم و ز هجر او اشکم روان کاش می گشتی عیان ای شمس هستی بخش جان می نمودی زنده دلهای تمام انس و جان
روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران تا از دلم بشویی غمهای روزگاران
غم از فراق تو دارم ای دوست هر جا که تو باشی آنجا نکوست غم هجرانت مرا سر با بیابان گذاشت چه کنم که دوریت مرا سر به بیابان گماشت جان شیفته لطف و صفای تو مرا دیدار تو و وفق با چشای تو
چه جمعه ی دلگیریه
|
لینک ثابت نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:1  توسط بهناز
|
|
|
|
میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی چنان وا مانده ام در خود که از من می گریزد غم منم تصویر تنهایی در آن هنگام که چشمانت به خوابی خوش فرو می رفت میان کوچه های شب شدم همنای دلتنگی
|
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 17:53  توسط بهناز
|
|
|
|
براي روز ميلاد تن خود من آشفته رو تنها نذاري
براي ديدن باغ نگاهت ميون پيکر شبها نذاري
همه تنهايي ها با من رفيقن منو در حسرت عشقت نذاري
براي روز ميلاد تن خود منو دور از دل و ديده نذاري
دلم تنگ و مهرتو ميخواد دلم رو در پي غمها نذاري
ميام تنها توي قلبت ميشينم منو قلبت رو جايي جا نذاري
عزيزم جشن ميلادت مبارک منو اون سوي جشن دل نذاري
|
لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 19:25  توسط بهناز
|
|
|
|
شعر محصول بی تابی ادم است در لحظتی که شعور نبوت بر او برتر انداخته است
|
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 19:40  توسط بهناز
|
|
|
|
هرگز دریا را تعریف نکن چون اگر به دریا نگاه کنی و آن را تعریف کنی بعد برگردی و سپس دوباره نگاه کنی دریایی که می بینی دیگر همان دریا نیست که لحظه ای پیش دیدی... |
لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 17:11  توسط بهناز
|
|
|
|
شبي نيست كه آهم به ثريانرسد ازچشم ترم آب به دريانرسد ميميرم ازاين غصه كه آياامروز ديداربه ديداررسديانرسد |
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 17:56  توسط بهناز
|
|
|
|





