من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجا قامتم به بستر نرم یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا *** تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نسفم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی به روشنی فردا من و دل اما نشستیم چشم براهت لب دریا *** دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم |
لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 23:41  توسط بهناز
|
|
|
|
عصبانی ام از همه اخه چی بگم که خودت میدونی چی شده و چرا ناراحتم ولی اخه خودت بگو چی شد که اینجوری شد اخه من این دردو کجا ببرم با خودم پناه میبرم از شر این موجود دو پا به تو که تنها دوست بی ریا و غمخوارمی بی شیله پیله
|
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 0:14  توسط بهناز
|
|
|
|
برو ديگه دوستت ندارم اسمتو نميخوام بيارم برو ديگه نميخوام به ياد عشق چشمامو روي هم بزارم موندن تو برام فايده نداره برو كه ديگه تورو شناختمت بگو كه به كي بگم گفتني هامو حالا كه به حرف حسودا باختمت من توي شهر آرزوهام واسه تو يه قصر طلايي ساخته بودم به چه شوقي به چه ذوقي قلبو دينو ايمونمو باخته بودم برو ديگه دوستت ندارم اسمتو نميخوام بيارم بروديگه نميخوام به ياد عشق چشمهامو روي هم بزارم هر دفعه يكي در ميزنه عكستو مياد به ياد من كه ميومدي با يك گل سرخ دم دماي صبح سراغ من چه بچه گونه نگام ميكردي نگاتو باور ميكردم دوباره ميرفتي و من تو سكوتم گلاتو پر پر ميكردم قصه ي منو تو تمومه اما يه روز تو تنها ميشيني حرير عشق گذشتمو از تو آينه ها ميبيني اما ديگه نيست اون كه اشكاتو میبوسيد و تو براش نفس بودي اوني كه براش فرش زمين و يه سايبون با تو بس بودي |
لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 0:2  توسط بهناز
|
|
|
|
حرفی ندارم که بگم فقط میخوام بگم یه دنیا حرف رو دلم سنگینی میکنه ولی سنگ صبوری نمیبینم هههههههی خدایا بازم شکرت |
لینک ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:1  توسط بهناز
|
|
|
|
